المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
347
مروج الذهب ( فارسى )
مسعودى گويد : جماعتى از طرفداران شرايع گفتهاند كه وقتى بيصر بن حام بن نوح با فرزندان و بسيارى از مردم خاندان خويش از بابل برون شد به طرف مغرب سوى مصر عزيمت كرد و او چهار فرزند داشت مصر بن بيصر و فارق بن بيصر و ماح و ياح و در محلى كه منف نام داشت فرود آمدند كه هنوز هم به همين نام معروفست . شمار آنها سى نفر بود و آنجا را بانتساب اين شمار ثلاثون ناميدند چنان كه بسرزمين جزيره و ناحيه بنى حمدان موصل شهرى را ثمانين ناميدهاند زيرا هشتاد تن از كسانى كه با نوح بكشتى بودهاند در آنجا سكونت گرفتهاند و شهر بانتساب آنها اين نام يافته است . بيصر بن حام سن بسيار داشت و فرزند بزرگتر را كه مصر بود وصى كرد و مردم بدور او فراهم شدند و بجمع آنها پيوستند و ديار حاصلخيز شد و مصر بن بيصر بپادشاهى آنها رسيد و طول قلمرو او از رفح فلسطين و بقولى از عريش و بقولى از محل معروف شجره كه نهايت سرزمين مصر و فاصله ميان مصر و شام است - و محل شجره ميان رفح و عريش معروفست - از آنجا تا اسوان صعيد بود و عرض آن از ايله كه در حدود حجاز است تا رقه بود . مصر چهار فرزند داشت : قبط و اشمون و اتريب و صا و سرزمين مصر را ميان چهار فرزند خود چهار قسمت كرد و پسر بزرگتر را كه قبط بود وصى خود كرد و قبطيان مصر نسب از قبط بن مصر پدر بزرگ خود دارند و هر ناحيهاى از ساكن خود نام گرفت و بنام وى معروف شد و نام ناحيهها تاكنون اشمون و قبط و صا و اتريب است پس از آن نسبها بهم آميخت و فرزندان قبط كه همان قبطيان باشند بسيار شدند و بر بقيه سر زمين تسلط يافتند و بسبب فزونيشان ديگران بنسب ايشان پيوستند و همه را قبطى مصر گفتند . هم اكنون نيز هر گروه از ايشان نسب خويش را به مصر بن بيصر بن حام بن نوح پيوسته ميداند و چون قبط بن مصر بمرد از پس وى اشمون بن مصر پادشاهى يافت آنگاه پس از او صاء بن مصر پادشاهى يافت . آنگاه پس از او اتريب بن مصر پادشاهى يافت آنگاه پس از او ماليق بن دارس پادشاهى يافت آنگاه پس از او